پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - دو صحنه و يك برداشت

دو صحنه و يك برداشت


صحنه اول:

كنار سفره افطار، تلويزيون روشن است. در چند سال اخير به خصوص سال جارى، انباشت و تراكم سريال‌ها و مجموعه‌هاى تلويزيونى در ماه رمضان زبانزد شده است.
بى‌درنگ انسان، شب‌هاى ماه رمضان سال‌هاى دهه نخست پس از انقلاب را ياد مى‌آورد كه قبل از ساعت ٢٢ شب، برنامه تلويزيونى قطع مى‌شد و مجرى از بيننده‌ها خداحافظى مى‌كرد تا مبادا برنامه‌هاى تلويزيون مزاحم دعا و نيايش آنان در اين ماه باشد.

صحنه دوم:

صبح يك روز چهارشنبه از روزهاى ماه رمضان است; اول وقت ادارى براى انجام كارى به يكى از ادارات رفتيم. اكثريت‌شهروندان اين استان را اهل تسنن تشكيل مى‌دهند. وارد اداره شده‌ايم. صداى دعاى توسل از طريق بلندگو در فضا و محوطه پخش مى‌شود . به واحد مربوطه مراجعه مى‌كنيم. فردى كه پشت ميز است، مى‌گويد بنشينيد تا همكاران بيايند. مى‌پرسيم كجا هستند؟ مى‌گويد به دعا رفته‌اند. منتظر مى‌نشينيم و به صداى دعا گوش مى‌دهيم. انتظار قدرى طولانى مى‌شود. صداى نچ نچ بعضى از مراجعين شنيده مى‌شود. ظريفى مى‌گويد: حالا خدا كند به اسم دعا براى صرف صبحانه (!) نرفته باشند.
اين جمله معترضه، قدرى خاطرمان را مى‌آزارد. اما كلافه از انتظار طولانى به طرف نمازخانه قدم مى‌زنيم كه مقابل در نمازخانه با صحنه عجيبى روبرو مى‌شويم. با پخش دعا از بلندگو و عدم حضور كارمندان، ابتدا تصور مى‌كرديم حداقل ٥٠ نفر از كارمندان چند ده نفرى اداره، در مراسم دعا شركت كرده باشند; ولى باور كنيد در جلو نمازخانه فقط دو نفر (!) روبه قبله و پشت‌به در (به طوريكه گويى نمى‌دانستند كسى پشت‌سر آنها ننشسته است) بلندگو به دست‌با هم دعاى توسل مى‌خواندند و از فرد يا افراد ديگرى هم خبرى نبود، كارمندان مربوطه پس از مدتى آمدند و كار مراجعين از جمله ما را انجام دادند. برخى هم به آنها «قبول باشد» مى‌گفتند...

برداشت اضطرارى و اجتناب‌ناپذير:

مراسم مذهبى و تبليغات مذهبى، آنگاه داراى ارزش حقيقى است كه از عنصر تاثيرگذارى لازم برخوردار بوده، با روح مذهبى عجين گشته باشد. رويكرد افراطى يا تفريطى در برنامه ريزى سيما به مناسبت‌هاى مذهبى، به خصوص روزها و شب‌هاى وفيات معصومين - عليهم السلام - چيزى نيست كه از ديده‌ها پنهان مانده باشد.
سال‌ها پيش برنامه‌هاى سيما در اغلب شب‌هاى ماه رمضان چنين بود; اما امسال سريال‌هايى عمدتا با سناريوهاى ضعيف، اوقات مخاطبان را پر كرده‌اند. كلى هم «حاج آقا» در اين سريال‌ها ريخته‌اند كه معلوم نيست در خارج از محدوده زمانى اين ماه، كجا هستند كه ما فقط در اين ماه توفيق ديدار آنها را در تلويزيون مى‌يابيم.
در سناريوها بالاخره يك افطارى يا سحرى هم گنجانده شده تا به زور دو اين صحنه، يادى از رمضان شده باشد، يعنى به صورت بسيار سطحى و قشرى به رمضان مى‌پردازد و از تصوير حالات روحانى مخصوص اين ماه، چندان بهره‌اى عايد مخاطب نمى‌گرداند . آيا واقعا ظرفيت‌حالات روحانى مؤمنين دراين ماه، به اين حد، سطحى و محدود است؟
از سوى ديگر اين رويكرد جديد با رويكرد سابق كه در ماه رمضان، تلويزيون پر از برنامه‌هاى سخنرانى مى‌شد، چه تناسبى دارد؟ و آيا اين رويكرد جديد با برنامه‌ريزى عملى و كاربردى در حال شكل‌گيرى است؟ !
بايد پذيرفت كه چنين تبليغاتى، لابد صحنه‌هايى از آن دست كه در آن اداره ديديم، در پى خواهد داشت و زياد هم غير طبيعى نبوده باشد. اما چرا؟
مگر رهبر انقلاب در پيام آغاز سال نسبت‌به تعطيلات زياد ادارى هشدار و توجه ندادند؟ و مگر وقت مردم از حقوق مسلم آنان نيست كه اين‌گونه ناديده گرفته مى‌شود؟ آيا تضييع وقت مردم، از اخلاق علوى است؟ آيا واقعا نمى‌شود انجام مراسم عبادى را در ادارات، با حداكثر توجه و عنايت و رسيدگى كامل به امور مراجعين همراه ساخت؟
ظاهرا خوشبينى مفرط نسبت‌به انجام مراسم عبادى و مذهبى در ادارات دولتى، كه محل رجوع مردم و شهروندان است، كار دست ما داده است و انتظار نمى‌رود كه انتقادها و نارضايتى‌هاى مردم، منتهى به قطع رابطه و علاقه آن‌ها نسبت‌به مراسم عبادى و مذهبى نشود.
آيا تاكنون به «دين ادارى‌» شكل گرفته در سال‌هاى پس از انقلاب و جايگاه دين مناسكى در ادارات محل رجوع شهروندان، انديشيده‌ايم؟ حتى در روزهاى عادى، بسيار ديده شده است كه برخى كارمندان ادارات، ساعات ميانى روز را به بهانه نمازى كه اغلب با صفوف كم‌جمعيت‌برگزار مى‌شود، از پشت ميز خود غايب مى‌شوند و زمانى بيش از حد طبيعى را به ناهار و تغذيه خود اختصاص مى‌دهند و بدبينى‌هاى ناشى از اين عمل خود را نثار نماز - اين محبوب رسول خدا - مى‌كنند; بى‌آنكه سرسوزنى احساس مسئوليت كنند.
زمانى مرحوم شهيد رجايى گفت: «به نماز نگوييد كار دارم، به كار بگوييد وقت نماز است‌» كه اين توجه بسيار زيبايى بود كه ايشان به آن پايبند بود و التزام عملى ايشان را بارها در سخنرانى‌هايش بياد داريم كه به وقت اذان، صحبت‌هاى خود را وامى‌گذاشت‌يا پس از اقامه نماز به ادامه آن مى‌پرداخت. اما اين را از ياد برده‌ايم كه اخلاق ادارى شهيد رجايى، هرگز مورد غفلت واقع نمى‌شد و توجيه‌هاى دينى در احترام به حقوق مردم و وقت آنها هرگز فراموش نمى‌شد. ليكن حال با تاسف بسيار بايد گفت كه اين روزها آن «اخلاق ادارى‌» مسير افول و تنزل خود را طى مى‌كند و يك گونه «دين ادارى‌» قشرى و سطحى و نوعى مذهبى گرايى مناسكى در بين چند نفر خوشبين كه با حسن نظر خود به سوء استفاده برخى از غافلان توجهى ندارند، زمينه‌هاى تثبيت و نهادينه شدن اين «ضد اخلاق ادارى‌» را فراهم كرده كه لازم است از اين رويه غير اخلاقى و ضد دينى - كه متاسفانه به نام دين معمول شده - جلوگيرى شود.